شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

68

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

چون اين خبر به اسقلبيوس رسيد به آن مرد گفت كه : چون تو اين زن را نه بوجهى كه لايق « 7 » بود عقد كرده بودى ، لاجرم زياده از آنچه كاشتى مىدروى . 8 ، 3 - به جهت امتحان و آزمايش اسقلبيوس شخصى مالى را در چاهى « 8 » پنهان ساخت و گفت : يا نور الالباب ضايع گشت و گم شد « 9 » از من مالى پيدا كن آن را . اسقلبيوس برخاست و متوجه شد به طرف چاهى كه مال پنهان بود ، و صاحب مال همراه مىرفت « 10 » تا رسيد به چاهى كه مال را صاحب مال پنهان ساخته بود ، برآورد و گفت صاحب مال را كه بردارد . 8 ، 4 - و بعضى گفته‌اند كه علم طب را اهل يونان در جايى نهاده بودند در شهر روميه كه مشهور به هيكل شمس بود . دلالت مىكند بر صحت اين سخن « 11 » جالينوس كه چون حق سبحانه و تعالى مرا خلاص كرد از مرض كشنده . به جهت « 12 » طلب حجت و دليل رفتم به سوى خانه‌اى كه معروف به هيكل شمس بود و اسقلبيوس تحريص و تحريك مىكرد مردم را بر تحصيل علم ، و او پيدا كرد طب را ، معزز و مكرم بود پيش اهل يونان ، از قبر او شفا مىجستند . 8 ، 5 - و گفته‌اند او را در روى زمين دوازده هزار شاگرد بود . بر سر قبر او قريب هزار قنديل مىافروختند . پادشاهان و حكما از نسل اويند . تعليم طب مىكرد از روى مشافهه و نسل او طب را به طريق ارث به يكديگر مىرسانيدند تا زمان بقراط « 13 » . و بقراط در خدمت او مسافرت مىنمود تا آمدند به بلاد هند و رسيدند به فارس « 14 » . اسقلبيوس او را خليفهء خود ساخت ، آنجا به جهت ضبط شريعت در ميان ايشان . چون

--> ( 7 ) - د : بر وجهى لايق عقد . ( 8 ) - د : مردى به جهت امتحان و آزمايش اسقلبيوس مالى در چاهى . ( 9 ) - د : ضايع شد و گم گشت . ( 10 ) - د : همراه برفت . ( 11 ) - د : مىكند صحت بر اين سخن . ( 12 ) - د : « به جهت » ندارد . ( 13 ) - د : + بق به لغت اهل يونان كاتب است و راط به معنى طب ، بقراط يعنى كاتب طب . ( 14 ) - د : « و رسيدند به فارس » ندارد .